ابوالقاسم شاكر

148

تاريخ تشيع در ايران (فارسى)

درس پانزدهم : تحولات شيعه از صفويه تا انقلاب اسلامى ايران 1 . دوران صفويه صفويان با تكيه بر اعتقادات ديرين و جا افتاده شيعى مانند امامت علوى ، مهدويت و احساسات و عواطف سركوب شده هزار ساله شيعه توانستند به مذهب تشيع در ايران رسميت ببخشند . نخستين پادشاه اين سلسله « شاه اسماعيل » با ادعاى سيادت و پيوند خود با آل على ( ع ) مشروعيت سياسى خود را محرز كرد و بدين ترتيب تا حدودى اقتدار خود را با باورهاى ديرين شيعه ، يعنى امامت علوى از نسل فاطمه ( ع ) ، نزديك ساخت . با رسميت يافتن مذهب تشيع توسط صفويان برخى از بزرگان شيعه بنابه شرايط موجود در دستگاه صفويه وارد شدند و به آنها براى پياده كردن دستورات اسلام و مهار قدرت و تعليم و ارشاد آنها همكارى نمودند كه در اواخر عصر صفويان نفوذ و اقتدار سياسى و اجتماعى فقيهان و عالمان شيعه به اوج خود رسيد . اين شمار عالمان كه به ملا باشى - شيخ الاسلام - ملقب شدند ، چندان قدرت سياسى يافتند كه در عزل و نصبها و امور سياسى و اقتصادى نقش مهمى ايفا مىكردند . كار آنها به آنجا كشيد كه شاه سليمان صفوى از آقا حسين خوانسارى ، مجتهد برجستهء آن زمان خواست ، كه در غيبت او ، جانشين وى در كار سلطنت باشد و هرگونه كه بخواهد ، در كار مملكت دخل و تصرف نمايد . در آن دوران براى جواز همكارى با پادشاهان و مشروعيت قدرت آنها شرايطى به شرح زير لازم ديده شد : الف . شاه شيعه امامى باشد . ب . مذهب شيعه را ترويج كند .